«خلاقیت چیست؟»
خلاقیت واژه ای است مبهم که ارائه تعریف دقیق از آن دشوار است. همانند هزاران واژه مهم دیگر که با ارائه تعریف فقط آنها را در یک چهارچوب سلیقه ای محدود می کنیم. اما بطور کل می توان گفت: خلاقیت یک فرایند ذهنی است، مرکب از قدرت ابتکار و انعطاف پذیری که هدف آن تولید یک محصول ارزشمند، کاربردی و نوآورانه است.
«تافلر» در کتاب موج سوم می گوید: «موج اول دوره کشاورزی است که انسان ها وابسته به زمین هستند، در موج دوم انقلاب صنعتی رخ داد و موج سوم عصر فراصنعت و فن آوری اطلاعات است و تنها فکری که در این عصر می تواند کارساز باشد خلاقیت است.
با این وجود در تصور اکثر افراد باور بر این است که با اطلاعات کافی و استدلال و تجزیه و تحلیل ماهرانه که می توان به تجربه تعبیر کرد، رسیدن به هدف نهایی دست یافتنی است و افراد با یک دید عامیانه در مورد خلاقیت استفاده از آن را در تمام عرصه های زندگی محدود به عده ای خاص که بطور ذاتی خلاق هستند، می دانند. اما امروزه دانشمندان در عین اعتقاد به فطری بودن این فرآیند بحث آموزش خلاقیت را ارجح تر دانسته و آموزش شیوه های خلاقیت و همچنین بررسی خصوصیات افراد خلاق را فراهم کننده ظهور این فرایند حیاتی می دانند. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)
در مقدمه بحث، خلاقیت را به فرایند ذهنی تعریف کردیم. این فرایند در ذهن یک معمار خلاق ضرورتاً دارای دو پیش نیاز خواهد بود. اول تخیل و بعد تصور. تخیل همان تصاویر و اوهامی است که معمار آزادانه و بدون قید و بند در ذهن خود برای خلق یک اثر معمارانه می پروراند. این تخیل به دلیل آزادی و رهایی زیاد، مقدمه مناسب خلاقیت معمارانه است. بدین ترتیب که معمار می تواند در تخیل خود هزاران اثر معماری را که اولین بار به ذهن خود او خطور کرده است، پدید آورد. اما تصورمعماری به مثابه تصاویر ذهنی است که معمار با راهنمایی استادش از یک اثر معماری که تا بحال ممکن است اصلاً ندیده باشد ولی آن اثر در واقعیت وجود دارد، ساخته می شود. (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص 30)
حال معمار برای تبدیل تخیلات خود به واقعیت باید با استفاده از تصورات خود از یک اثر معماری که اکتسابی بدست آمده است، آن تخیلات را به جهان واقعیت وارد کند.
بطور کل «تخیل عامل تسریع کننده تصور است در حالی که تصور صافی است که تخیل برای پیوستن به واقعیت باید از آن بگذرد.» (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص30)
با داشتن این دو پیش شرط، معماری خلاق و بطور کل، فرایند خلاقیت به عینیت می رسد.
در تولید این فرایند ویژگی افراد بسیار تأثیر گذار است. به عقیده «تورنس» که شصت سال در زمینه خلاقیت کار کرده است، شانزده ویژگی را بررسی کرده که مهم ترین آنها که مورد اتفاق اکثر صاحب نظران است، شامل:
1- سرکشی
2- رهایی (دیوانه وار بودن)
3- شوخ طبعی (داشتن تفکرات فانتزی)
4- گریز اندیشی که از تمام موارد مهم تر است
(مجله علوم و فنون، مهر 83، نشست خلاقیت)
1- سرکشی
برسی ها نشان داده است که افراد سرکش نسبت به افراد آرام و منضبط از سطح بالاتری از خلاقیت برخوردارند. بطور مثال: در یک کلاس درس افراد باهوش و درس خوان به دلیل پایبندی زیاد به ارزش های کلاس و معلم بیشتر دچار تکرار و عادت زدگی می شوند.
اما افراد سرکش می دانند برای مطرح کردن خود در کلاس باید دست به ابتکار و نوآوری بزنند و کمتر عادت رویه حاکم بر کلاس را می پذیرند که این سبب بروز فکر خلاق می شود. همین مثال ویژگی دوم یعنی شوخ طبعی و تفکرات فانتزی را در بر می گیرد.
این افراد با حرکت بر خلاف فکر عادت زده دیگر بچه ها باعث تولید یک نوع تفکر فانتزی می شوند که در ظاهربه آنان شوخ طبع اما با هدایت ان به تولید تفکراتی خلاقانه می انجامد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)
2- رهایی
ویژگی رها فکر کردن و دیوانه وار بودن برای ما معماران کاملاً آشنا است که از آن
می توان به تفکرات خلاقانه در آثار معماری «دیکانستراکشن» اشاره کرد.
3- گریز اندیشی
این ویژگی سبب شده فرد برای حل مسائل از راه های مختلف و راه حلهای نو آورانه
استفاده کند و سعی نماید همیشه بر خلاف افراد عادت زده مسائل را از راههای غیر معقول خود حل کند. این تلاش ها مهم ترین زمینه بروز تفکرات خلاق است.
(ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)
با بررسی پیش شرط های خلاقیت و ویژگی افراد خلاق به موانع بروز خلاقیت می رسیم. به قول ژان پیاژه: «خلاقیت، حفظ قسمتی از دوران کودکی است.» (مجله علوم و فنون، مهر 83، نشست خلاقیت)
به نظر من، «پیاژه» تفکرات یک کودک را از آن جنبه خلاقانه می داند که کودک برای بدست آوردن راه حل مسائلش، نه تجربه دارد و نه اطلاعات زیاد و این سبب می شود مسائل را از راههای خلاقانه ای برای خود حل کند. این دو از نظر محققان نیز مانع مهم خلاقیت افراد هستند:
1- اطلاعات زیاد:
اطلاعات زیاد، باعث شده فرد با اتکا به انبوه اطلاعات، مسئله را حل و به فکر راههای دیگری نیفتد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)
مثال: اطلاعات می گوید: دو زاویه قائم یک مربع تولید می کند.
فرد عادی: با دو زاویه قائم همیشه مربع می سازد.
فرد خلاق: با دو زاویه قائم گاهی مربع و یا می تواند زاویه 180درجه بسازد.
2- تجربه:
فرد با دیدن نتایج راه حل مسائل دیگران به راه حل مسئله خود، بدون تفکری خلاقانه
می رسد. (ادوار دوبونو، خلاقیت جدی)
تجربه دیگران——— تولید بیشتر = سود بیشتر
فکر خلاق اقتصادی——- کیفیت بهتر= سود بیشتر
«خلاقیت در معماری»
محققان توجه به خلاقیت را بعد از جنگ جهانی دوم می دانند که نیاز به تولید در تمام زمینه ها افزایش می یابد و برای اصول این امر خلاقیت بهترین گزینه است. اما در میان تمام علوم، معماران و حتی رشته های شبیه آن مانند فیلمسازی، تئاتر و طراحی از این قافله پژوهشی عقب مانده اند و دلیل آن را می توان فقط به یک موضوع عطف کرد که هنرمندان بروز خلافیت در آثارشان را امر مقدس و الهی
می دانستند و از تحقیق و پژوهش و حتی صحبت درباره آن اجتناب می کردند. مثلاً «فرانک لوید رایت» تصور خلاق را «نور انسانی در نوع بشر» و افراد خلاق را منتسب به خدایان می داند و حتی «لوکوربوزیه» رنگ مذهبی نیز به آن می دهد.
در نتیجه فقط می توان در اکثر رشته های هنری با بررسی زندگی، حالات و آثار هنرمندان آن رشته به درک قابل قبولی از خلاقیت هنری آنان رسید.
(آنتونیادس، بوطیغای معماری)
اما با این وجود، به دلیل اهمیت امر خلاقیت، تلاش هایی صورت گرفت که اروپادر ابتدا با معماری مدرن، سنت شکنی در نگرش «بوزوار» را بوجود آورد و ایلات متحده پس از آن معماری را بعنوان امری خلاقه و نیز آموزشی به تکامل رساند. (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص40)
مهم ترین فعالان امر خلاقیت در معماری در این کشور را می توان «ژان لاباتوت» نام برد که به عقیده «آنتونیادس» عمیق ترین ریشه های اندیشه خلاقیت معماری را در مقاله ای با عنوان «ره یافتی به ترکیب در معماری» (مجله آموزش معماری، 1956)
نام برد. در این مقاله لاباتوت به این موضوع می پردازد که «چیزها به خودی خود چیز نیستند، بل آنی هستند که ما می نگریم.»
البته بعد از آن محققان دیگری به این موضوع پرداختند. از آن نمونه «گاستون باشلار» درباره اهمیت موضوع خلاقیت در معماری در کتاب خود با نام «بوطیغای فضا» در بحثی تحت عنوان «فراموشکاری خلاقه» با این امر می پردازد و از «ژان لسکور» چنین نقل می کند: «هنگام کار به علت جذب و دریافت مداوم داده ها از طریق تحصیل، مطالعه و تحربه به واسطه آموخته های ذهنی، به حالتی از آگاهی می رسید بدون این که به یاد آوری این مطالب نیاز داشته باشید که این اطلاعات را کی و کجا بدست آورده اید. آفرینش شما بعنوان ترکیبی جدید که در زمان و مکانی خاص چون ندایی که در موقعیت های نادر شنیده می شود،+ ظاهر می گردد. ندایی از گذشته شما» (آنتونیادس، بوطیغای معماری، ص42)
بعد از بررسی تاریخچه خلاقیت در معماری به بحث علل و چگونگی بروز خلاقیت در معماری می پردازیم. ابتدا علل بوجود آمدن خلاقیت در معماری و معماری خلاق.
به عقیده من، با توجه به مباحث ابتدای بحث، دو دلیل عمده را می توان بررسی کرد و با توجه به مثال ها به صحت این ادعا پی برد.
1- انگیزش درونی یا همان عشق به کار
2- رهایی از عادت ها و میل به تازگی
این دو علت در کنار تمامی علل بروز تفکر خلاق که بیان شد، مخصوصاً در رشته های هنری از جمله معماری بسیار شاخص است.
نور و معماری
نور یکی از اساسی ترین و ضروری ترین پدیده ها در زندگی انسان میباشد برای دیدن نیاز به نور میباشد. برای تشخیص رنگ نیز نیاز به نور داریم بشر قبل از اینکه رنگ را به صورت امروزی و علمی آن بشناسد رنگین کمان را دید و با رنگهای موجود در آن آشنا شد بدون آنکه چیزی در مورد نور بداند از دیدن رنگین کمان لذت برد از آن پس به رنگ اندیشید دریافت که رنگ نشاط بخش و آرام بخش و خبر دهنده است یک عامل ارتباطی است القا کننده احساس است و بالاخره دریافت که برای احساس رنگ نیاز به نور دارد.
بدون نور هیچ چیز قابل رویت نیست محیط زندگی ما را نور فرا گرفته است و ما آن را از طریق دیدن حس بینایی درک میکنیم.
تاریخ نور
از گذشته های دور بشر درباره پدیده ای به نام نور همواره از خود کنجکاوی نشان داده است تا آنجا که میدانیم دانشمندان زیادی در بسیاری از نقاط جهان در این مورد به تفکر و تحقیق و مطالعه مشغول بودند حتی ارسطو و افلاطون را در این تحقیق سهیم میدانند.
از دیر باز این دانشمندان معتقد بودند که نور از ذرات بسیار کوچکی تشکیل شده است که از یک منبع نورانی به بیرون میتراود.
دانشمندان یونان قدیم با تاکید بر انتشار نور از یک منبع نورانی معتقد بودند که نور از چشم نیز ساطع و خارج می شود.
آنها همچنین اعتقاد به انتشار مستقیم نور داشتند چرا که مشاهده میکردند که سایه انسان یا هر چیز دیگری در جهت عکس منبع نور و در یک خط مستقیم تشکیل میشود.
نور به عنوان عامل لازم برای زندگی انسان حیوانات و نباتات به صورت یک نیروی غیر قابل دیدن در فضا سفر میکند به سطح کره زمین میرسد و ما را کمک میکند تا محیط زندگی خود را ببینیم .
گفتیم که نور در خط مستقیم حرکت میکند با هر سطح صیقلی مثل آینه و..... بر خورد نماید به زاویه ای برابر زاویه تابش منعکس میشود از این خاصیت نور امروزه استفاده های زیادی در صنعت میشود.
از روزی که بشر به فواید بی شمار استفاده از نور پی برد و از روزی که با تاکید بر ذره ای بودن نور مطالعه و آزمایش زیادی در مورد نور اجسام نورانی منابع نورانی خواص و نحوه انتشارات ذرات و امواج نورانی و .... انجام داد نظریه های مختلفی در مورد نور و خواص آن عرضه شده است.
بعضی از این نظریه ها به اثبات رسیده است و به صورت یک نظریه در خدمت علم صنعت و بالاخره هنر عکاسی و فیلمسازی و تلوزیون قرار گرفته است. چه بسا که تحقیقات و سیر تحول تجربیات و آزمایشات مختص یک دانشمند از یک کشور بخصوص نباشد. آنچه مسلم است اینکه در هر تحقیق علمی بشر نیاز به همفکری و همکاری دیگر صاحب نظران دارد.
ماجرا از آنجا آغاز میشود که بشر مطالعه بر روی انعکاس و شکست نور را آغاز میکند کسی چه میداند شاید او برای اولین بار تابش اشعه آفتاب بر سطح آبهای شفاف و زلال رودخانه ها و دریاها و حالت انکسار نور در داخل آب را سر آغاز تحقیقات خود قراردهد. شاید اولین بار پس از تابش اشعه آفتاب به سطح زمین و کنار رفتن ابرها در یک روز بارانی رنگین کمان توجه او را به خود جلب میکند.
آنچه مسلم است اینکه روح کنجکاو بشر در پی یافتن و شناخت خواص نور و مورد از آن بوده است.
تصور نمایید که سالیان پیش در اواخز قرن هفدهم انسان کنجکاوی مثل نیوتن منشوری را میگیرد و شعاعی از نور را از آن عبور میدهد. میدانیم که منشور اشعه تابیده شده را در داخل خود میشکند و از ظلع دیگر خود به حالت تجزیه شده منعکس میکند به این معنی که یک دسته اشعه نورانی سفید آفتاب از یک ضلع آن وارد میشود و از جانب دیگر چند دسته نور به رنگهای مختلف بیرون می آید. نیوتن امواج بازتاب را بر روی صفحه ای سفید رنگ منتقل ساخت و با دیدن نتیجه آزمایش نور به یاد رنگین کمان افتاد. نیوتن به کشف جدیدی دست یافته بود حتی ترتیب قرار گرفتن رنگها نیز شبیه رنگین کمان بود شاید کسان دیگری قبل از نیوتن این آزمایش را انجام داده بودند ولی آنان تصور میکردند که خود منشور این رنگها را به نور آفتاب اضافه میکند.
مضافا بر اینکه شکست نور در داخل منشور برای آنان معمایی بود اما پس از کشف نیوتن اتفاقات زیادی رخ داد او اعلام داشت که نورخورشید از یک سری نورهای اصلی تشکیل شده است این نورها به رنگ های قرمز نارنجی رزد سبز آبی نیلی و بنفش هستند و وقتی با هم به یک اندازه ترکیب شوند نور سفید ایجاد میگردد و برای اینکه نور سفید به رنگهای رنگین کمان تجزیه شود باید آن را از منشور رد کرد.
ذره ای بودن نور بعد از کشف جدید نیوتن بمرور مورد تردید قرار گرفت به این معنی که اگر نور به صورت ذره ای منتشر شود آیا ذرات تشکیل دهنده آن رنگهای مختلفی دارد؟ آیا همه ذرات نور در یک جهت حرکت میکنند؟ چرا دنگ ذرات نور دیده نمیشود؟ آیا شدت و ضعف سرعت حرکت ذرات نور به یک اندازه است؟ تحقیق و مطالعه همچنان ادامه داشت کشف جدید نیوتن که به تیوری نیوتنی نور مشهور است پس از مدتی مورد استفاده قرار استفاده قرار گرفت.
در12 نوامبر 1801 یک دانشمند انگلیسی به نام توماس یونگ پس از یک قرن فرضیه انتشار موجی نور را به طور جدی مطرح میسازد اول مورد تمسخر قرار میگیرد ولی بعد ثابت میکند که عقاید پیشینیان او درست بوده و در برخی از موارد نور تولید تاریکی نیز میکند.
او با آرمایش مشهور خود که به نام آزمایش یونگ مشهور است عقاید خود را اثبات نمود یونگ با انتخاب صفحه ای که این بار نور را از طریق دو شکاف بسیار نزدیک به هم به طرف دیگر منتقل میساخت و قرار دادن یک منبع نور در میان شکافها توانست روی دیوار اتاق تاریک نورهای تاریک و روشن بدست آورد. به این ترتیب فرضیه هی که از زمان گریمالدی جرات ابراز پیدا نکرده بود اثبات و مطرح میشود.
نور و ساختمان:
این مبحث روی رفتار و مکانی متمرکز است که توسط آنها نور طبیعی وارد ساختمان میشود نور وسیله ای است برای ایجاد فرم و فضا کیفیت و کمیت ونیز رنگ نور بر درک و فهم حجم مؤثر است داخل شدن نور طبیعی میتواند نتیجه تصمیمات طراحی روب نما و مقطع ساختمان باشد. نور طبیعی را میتوان بر حسب اختلاف کیفی مورد توجه قرار داد که از فیلتر گذاشتن پرده انداختن و منعکس کردن حاصل میگردد.
نوری که از یک طرف وارد فضایی میشود بعد از تعدیل شدن توسط پرده با نوری که مستقیما از بالا تابیده میشود متفاوت است. هر دوی اینها با نوری که قبل از ورود به فضا در پوسته ساختمان منعکس میشود کاملا متفاوت است مفاهیمی چون اندازه موقعیت شکل تکرار بازشوها مواد سطحی بافت رنگ و تعدیل کردن قبل و بعد و نیز در طول ورود به پوسته ساختمان همگی مربوط به بحث نور بعنوان یک ایده طراحی هستند نور طبیعی میتواند سازه هندسه سلسله مراتب و ارتباطات واحد جزء به کل تکراری به مجرد سیرکولاسیون به فضای مورد استفاده را تقویت نماید.
نور طبیعی :
با توجه به خصوصیات نور طبیعی لازم است کلیه فضاها از نور طبیعی برخوردار گردند و هوای داخل فضاها گردش طبیعی خود را داشته باشند.
طراحی فضاها باید به گونه ای باشد که انسان بتواند از داخل فضا آسمان را رویت نماید.
سطح پنجره به فضا:
چنانچه پنجره عمودی یک هشتم تا یک دهم سطح فضا انتخاب گردد فضا از نور مطلوبی برخوردار خواهد شد.(در مناطق گرمسیر سطح پنجره نباید از یک هشتم سطح فضا تجاوز نماید)
نور و رنگ:
نور نوعی از انرژی است این انرژی بخش بسیار کوچکی از طیف بسیار بزرگ و گسترده انتشارامواج الکترومینتیک را که در طبیعت یافت میشود بخود اختصاص میدهد. این امواج را میتوان به موج دریا تشبیه کرد دارای سه مشخصه اصلی و مربوط به هم هستند:
1)سرعت انتشار (با سرعتی برابر با 300000 کیلومتر در ثانیه)
2)فرکانس
3)طول موج
چشم انسان فقط به طول موجهای بین 400 تا 700 میلی میکرون حساس است و آنها را میبیند رنگهای قابل رؤیت برای انسان در این فاصله قرار دارد.
رنگ و نور:
رنگ اجسامی که در طبیعت مشاهده میکنیم مخلدطی است از رنگهای مختلف طول موجهای مختلف و ارزشهای متفاوت و با درصد های خلوص متفاوت.
در یک لحظه ممکن است چند طول موج یا به زبانی ساده تر چند رنگ با اعصاب حسی چشم برخورد نماید در نتیجه چشم با قدرت خارق العاده تطابق و تلفیق رنگ طول موجهای دریافت شده را با کمک اعصاب حسی خود مخلوط و به مغز منتقل میکند البته باز ذکر این نکته لازم است که رنگ خالص با یک طول موج بسیار دقیق را که اصل رنگ را نشان دهد در طبیعت کمتر دیده میشود. درباره ترکیب رنگها قوانینی وجود دارد که مورد پذیرش کلیه دانشمندان و نظریه پردازان فیزیک نوری است. گروهی معتقداند که آنچه ما میبینیم فقط احساس یک دریافت لحظه ای است.
این بدان معنی است که حرکت سریع زمان به ما امکان تفکر درباره آنچه میبینیم نمیدهد ما از محیط زندگیمان یک دریافت لحظه ای و ناگهانی داریم بنابراین قضاوت ما درباره رنگ و ترکیب رنگها نیز بدون استفاده از وسایل دقیق آزمایشگاهی و آلات و ادوات اندازه گیری الکترونیک مخصوص نسبی خواهد بود.
هارمونی،توازن یا هماهنگی رنگها:
چرا آثار بتهوون،باخ،موتسارت و.... از ارزش ویژه ای برخوردارند؟ چه عاملی سبب میشود که ار دیدن یک اثر نقاشی لذت ببریم؟ آیا به جز این میباشد که ترکیب اجزا تشکیل دهنده این آثار استادانه انجام گرفته است؟
ترکیب و تلفیق نامانوس و نامناسب نت های موسیقی و عدم توجه به ریتم و وزن آنها در مجموع هارمونی ناخوش آیندی را ایجاد میکند. در اختلاف نا متناسب رنگها نیز چنین حالتی ایجاد خواهد شد. یک عکاس یا یک نقاش خوب میداند که استفاده از رنگهای نا همگون و تلفیق نادرست آنها در بیان و القا منظور خاصی که دارد ناهماهنگی، تضاد یا اختلاف ایجاد خواهد کرد.
هر باید معنی و مفهوم خود را در رابطه با مجموعه هی که یک اثر هنری نامیده میشود ارایه نماید.
چشم انسان سه ردیف گیرنده حساس به رنگ دارد ، یک ردیف گیرنده های حساس به طول موجهای نور قرمز، یک ردیف حساس به نور سبز و زدیف دیگر به نور آبی است. طول موج نور زرد گیونده های ردیف قرمز و سبز را با هم متاثر میسازد.
هر رنگی اثر یکسانی روی افراد ندارد. رنگی که برای یک تشخیص دلپذیر جلوه نماید شاید برای دیگری اثری نه چندان مطلوب داشته باشد. آنچه بشر از معماری تاثیر رنگها بر افکار و احساس انسان میداند مبتنی بر یک سری تجربیات فردی و پذیرش های عمومی است.
راز و رمز رنگها:
مشهور است که اسکیموها برای رنگ سفید هفده لغت به کار میبردند. با این هفده لغت شرایط بارش و حالات بخصوص برف را که در زندگی مشگل آنها نقش اساسی دارد توصیف نموده اند.
در فرهنگهای مختلف رنگها معانی مختلفی را بیان میکنند، در زمانهای بخصوص دوره های معین از تاریخ رنگها مفهوم خاصی داشته اند. مثلا در دوره حاضر رنگ چراغهای راهنمایی مطلب ویژه ای را بیان میکند ،رنگ قرمز به عنوان سمبل خطر و رنگ کرم و آبی یا سبز به عنوان سمبل سکون و رنگی سرد شناخته میشوند.
این گونه شناسایی رنگها یک قرارداد است ، قراردادی که امروزه در اغلب کشورهای جهان محترم شمرده میشود. اما باید توجه داشت که شاید این بیان در کشوری با فرهنگ بخصوص صادق نباشد. شاید در کشوری از این دنیای پهناور رنگها مفاهیم متفاوتی را بیان کنند. اگر یک سری معانی رنگها در اینجا ذکر میشود منظور مفاهیم مسلط و همه پذیری است که در اکثر کشورهای جهان به یک صورت به کار گرفته میشود.
چشم انسان چگونه رنگها را میبیند؟:
تشخیص رنگ در چشم انسان اینگونه بیان میشود که چشم انسان دارای سه ردیف اعصاب گیرنده رنگ است :
1)ردیف حساس به طول موجهای کوتاه(آبی)
2) ردیف حساس به طول موجهای متوسط(سبز)
3) ردیف حساس به طول موجهای بلند(قرمز)
اگر سطحی فقط رنگ قرمز را منعکس کند طول موجهای این رنگ روی ردیف اعصاب گیرنده مربوط به رنگ قرمز اثر نموده و اعصاب چشم اطلاعات جمع آوری شده را به کامپیوتر بسیار پیچیده مغز منتقل میکند . این کامپیوتر به محض دریافت اطلاعات اعلام میکند که (توجه یک رنگ قرمز در مقابل شماست).
اگر سطحی رنگی را منعکس کند که از اختلاف رنگ قرمز و آبی با هم تلاش خواهد کرد ،نتیجه این خواهد بود که مغز انسان اعلام مینماید (یک رنگ بنفش در مقابل شماست).در مورد رنگ زرد نیز گیرنده های ردیف قرمز و سبز با هم متاثر خواهند شد. این قانون در مورد رنگ سبز و آبی نیز صادق است، یعنی هر رنگ گیرنده مربوط به همان رنگ را تحریک میکند.
به این ترتیب چشمان ما رنگهای اصلی ترکیبی مرکب از رنگهای قرمز،سبزو آبی و رنگهای اصلی تفریقی یعنی( زرد،ماژنتا ،سیان) را به کمک گیرنده های یاد شده و همکاری کامپیوتر مغز خواهد دید و نسبت به آنها عکس العمل نشان خواهد داد.
"كوروش فرزامي " طراح سردر به يادماندني دانشگاه تهران در سن 73 سالگي به ديار حق شتافت.
كوروش فرزامي فارغ التحصيل1343از دانشگاه تهران و از برجستهترين معماران معاصر كشور بود كه سردر دانشگاه تهران را همزمان با فارغالتحصيلي طراحي و اجرا كرد.
اين سردر بر روي اسكناسهاي پنجاه توماني نمادي از مركز علم و دانش كشور و براي بسياري از گردشگران تداعي كننده تهران است.
سردر قبلي دانشگاه تهران پس از 26 سال جاي خود را به اين سر در نمادين داد، در آن سال به دستور رياست وقت دانشگاه طرحي در ميان دانشجويان به مسابقه گذاشته شد كه از ميان طرحهاي رسيده، طرح دانشجويي به نام "كورش فرزامي " از دانشكده هنرهاي زيبا به عنوان طرح برتر برگزيده شد.
طرح سر در دانشگاه تهران كه به شماره 2445 به عنوان اثر فرهنگي تاريخي در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده، الهام گرفته از تصوير خيالي دو پرنده است كه بالهايشان را براي اوج گرفتن و برخاستن از زمين بازكرده و علم و دانش به دو بال تشبيه شدهاند كه ورود و خروج از دانشگاه با آن ممكن است.
ساخت مركز صداوسيماي شهرهاي سنندج و مهاباد، شهرك مسكوني دانشگاه تهران، مجموعه صنعتي صداوسيما، بيمارستان تهران كلينيك، كارخانه زامياد، غرفه ايران در نمايشگاه بينالمللي اوزاكاي ژاپن، غرفه فرانسه در نمايشگاه بينالمللي تهران از جمله آثار مهندس و هنرمند فقيد "كوروش فرزامي " است.
نما سازی در گذشته
همانطور كه همه ما میدانیم از مصالح مختلف مثل آجر، سنگ، بتن، شیشه و ... برای ایجاد نمای ساختمانها استفاده میشود. كه در این مجال به بیان خصوصیات و ضوابط كلی لازم الرعایه در این قبیل نماها میپردازیم.
نماسازی شیشهای: استفاده از شیشه دارای قدمتی در حدود 6500 سال است. اولین بار در حدود 3500 سال پیش مصریان از شیشه برای ساخت ظروف استفاده كردند. بر اساس شواهد تاریخی، در قرن ششم میلادی برای نخستین بار در كلیسایی در قسطنطنیه از شیشه بعنوان یك مصالح ساختمانی استفاده شد. قصر كریستال لندن اولین ساختمان شیشهای بود كه در سال 1851 احداث شد. البته در ابتدای امر استفاده از شیشه در كارهای ساختمانی با استقبال چندانی ربرو نشد، ولی با گذر زمان و با پیشرفتهای چشمگیری كه در كار تولید انواع شیشه ها، از جمله شیشه های نشكن، دو یا چند جداره عایق صدا و حرارت، شیشه های رفلكسی و ... بوجود آمد، هر روز به میزان استفاده از اقسام مختلف شیشه بعنوان یك مصالح ساختمانی بسیار زیبا، عایق و در عین حال با صرفه اقتصادی افزوده میشود. علاوه بر مزایای فوق یكی دیگر از محاسن عمده استفاده از شیشه در ساختمان، فراهم شدن امكان دید وسیع و روشنایی كافی برای ساكنان است كه در صورت استفاده از انواع خاص آن این دید میتواند فقط از داخل به خارج باشد و نوری هم كه وارد فضای داخل میشود، عاری از هر گونه اشعه مضر خورشید باشد، چراكه تقریباً تمام اشعه های زیان آور آفتاب در برخورد با سطح شیشه ها، بازتاب پیدا كرده و نوری كه از شیشه عبور میكند، هیچگونه ضرری برای اشخاص یا اشیائ منزل ندارد.
نما سازی به روش اندود كاری و با استفاده از ملاتها: در این شیوه بر حسب شرایط جوی و محیطی منطقه، جنس مصالح سطح زیر كار از نظر میزان جذب آب و رطوبت و میزان مقاومت و چسبندگی و ... از ملاتهای سیمانی، گچی، گلی، آهكی ویا تركیبی از آنها استفاده میشود. بعنوان مثال از نظر مقاومت ملاتهای سیمانی دارای بیشترین مقاومت و ملاتهای گلی و گچی به ترتیب دارای كمترین مقاومت هستند. بنابراین در صورت نیاز به یك نمای با مقاومت بالا، هیچگاه نمیتوان از ملاتهای گچی یا گلی استفاده كرد. اما بر عكس شكل پذیری و گیرش نماهای گچی بیشتر و سریعتر از انواع سیمانی است.
نما سازی با استفاده از روكشهای خارجی: از دیگر متدهای نما سازی بكارگیری روكشهای خارجی مثل رنگهای لعابی، سنتی و ذیگر انواع رنگها و نیز استفاده از انواع روكشهای ساخته شده با مواد رزینی مثل رزینهای اكریلیك، الكید، پلی استر، فنولیك، نیتروسلولز و ... است.
نماي ساختمان خالق نماي شهري است
نماي شهري از مجموعه نماهاي مشرف به فضاي عمومي بهدست مي آيد. اين نماها از جهتي همگن و از جهتي ناهمگن هستند. ميتوانند همگن باشند چون با استفاده از زباني مشترك روي بدنه اجزا شهر اجرا مي شوند و اما از آنجا كه هر كدام از اين فضاها 0 به كمك اين زبان، مقاصد و نيازهاي خود را بيان ميكند، ناهمگن هستند. شهرهاي ما زبان مشتركي بين نماها وجود ندارد. نه فرهنگ مشتركيبراي بيان دارند ، نه مصالح يكساني به كار گرفته اند و نه سبك مشخصي را دنبال ميكنند. در واقع هر يك از نماها در شهر نشانه وضعيت اقتصادي و اجتماعي سازنده و نحوه تفكر و نگرش او به مسايل مختلف است. نماي شهري در واقع تركيبي از اجزا متفاوت است كه بر اساس اتفاقاتي كه در خيابان ها ومعاب ر ميافتد شكل مي گيرد. اين اجزا در صورت رعايت مسايلي كه پيش از اين نيز به آن پرداخته شد ميتوانند با يكديگر نقاط اشتراك جالبي داشته باشند كه نمي توان وجود آنها را نفي كرد.
عناصر پراهميت درنما
ورودي يكي از عناصر حايز اهميت نما در ساختمان است كه محل و اهميت طراحي آن به شكل مستقيم نمايانگر نقش و عملكرد ساختمان است. در ورودي نشانه گذر ازفض اي عمومي خارجي به فضاي خصوصي داخلي و يكي از مهم ترين عناصري است كه مي توان به عنوان نشانه ساختمان از آن نام برد. ليكن بهدليل اهميت اقتصادي كه سطوح ساخته شده داخلي براي سازندگان دارند، اغلب وروديها به فضاهاي كم اهميت ي تنزل يافته اند. سرمايه گذاران ساختماني هم فقط به رعايت ضوابط ضروري طراحي ساختمان بسنده ميكنند. بيشترين مشكل زماني است كه ورودي وسايل نقليه به حياط پاركينگ با ورودي خود ساختمان يكي شود. در اين حالت فرد
وارد شونده به ساختمان فقط يك راه باريك كنار ديوار برايش باقي ميماند.
گاه نيز ورودي يك ساختمان مسكوني بيش از حد پرتجمل است، بهنحوي كه عملكرد ساختمان را دگرگون ميسازد. زماني هم ورودي به يك بناي بزرگ تنها با روزنهاي امكان پذير ميشود. تناسب ورودي و حجم ساختمان مي تواند نقش مهمي در توجيه عملكرد و شكلساختمان داشته باشد. از آنجا كه طبقه همكف ساختمان قسمت
اتصال به زمين يا كف پياده رو است، به صورت قابل توجهي در معرض ديد قرار ميگيرد. طبقه همكف اهميت ويژه اي در زندگي شهري دارد، به اين علت كه عابران پياده اين قسمت را بهطور مستقيم ميبينند. از اين رو نماي اين قسمت پر اهميت است و مصالح مورد استفادهدر اين قسمت بايد نسبت به بقيه ساختمان با دوامتر و مستحكم تر
باشد تا عابر در نگاه به نماي ساختمان احساس ثبات كند . ساخت مانهايي كه طبقه همكف آنها عملكرد تجاري دارد ، بهدليل تغيير دكوراسيون واحدهاي تجاري دايما دستخوش دگرگوني ميشوند. همين موضوع موجب ميشود كه ساختمان مذكور شخصيت ثابت خود را از دست داده و داراي نماي شناخته شده ثابتي نباشد. تراسها چشم اندازهاي جديدي نسبت به فضاهاي بيرون براي ساختمان فراهم ميآورند. بالكنها نبايد حالت موقت و ناپايداري كه در بيننده تصور بهر احتي جدا شدن از بدنه ساختمان القا شود را داشته باشند. لبه بام حد و مرز ساختمان و آسمان است و از نظر بصري بام انتهاي نماست. بام پوستهاي است كه بر سر ساختمان قرار دارد. بنابراين لبه بام نميتوان بدون تفاوت با ديگر قسمت ها در آسمان رها شود. صورت ظاهر ساختمان و آنچه كه در برابر ديد عموم قرار دارد ، در واقع پر اهميت ترين قسمت ساختمان در برابر عابران و ساير افراد غير استفاده كننده از ساختمان است . همانطور كه عنوان شد
نماي ساختمانها، نماي شهري را ايجاد مي كند، اما بهدليل ضعف قوانين موظف كننده طراح و سازنده در اين ارتباط، نماي ساختمان در كمترين اهميت قرار گرفته است.
در بسياري از شهر هاي بزرگ جهان، ضوابط و مقررات ويژهاي در ارتباط با سيما و كالبد شهر وجود دارد و گروهي از برجستهترين افراد با تخصصهاي مرتبط هنر زيبا سازي و زيبايي شناسي به كنترل طرح هاي بزرگ و كوچك معماري و شهري از نقطه نظر هماهنگي نماي بيروني ساختمانها و محيط شهري يعني از جنبه هاي رنگ،
حجم، مصالح مناسب ، فضاي پر و خالي نما، رعايت اصول هماهنگي و تناسبات و... مي پردازند. آنچه براي علاقهمندان به اين موضوع نگران كننده است، پاسخگويي با شتاب به نيازي كاملا محسوس است. در اين ساخت و ساز پر شتاب نياز به بررسي طرحهاي ارايه شده توسط جمعي از صاحب نظران و مسوولان در مراكز تاييد پروانههاي ساختماني ضروري به نظر ميرسد. بررسي ميداني طرح ساختمانها با بناهاي اطراف از لحاظ كيفيت طرح معماري ، نماي ساختمان، تناسب حجم آن با ساختمانهاي اطراف ، زيبايي طرح و مصا لح مورد استفاده و ... نيز گامي موثر در بالا بردن كيفيت نماهاي شهري است. با در نظر گرفتن موارد ذكر شده و القا آن توسط شهرداري هر شهر، مي توان شاهد ارتقا كيفيت شهرها و زيباسازي نماي
شهرها بود.
محیط و رفتار انسان (بخش اول- طبیعت گرایی)
مردم به طور کلی محیط های طبیعی را به محیط های مصنوع ترجیح می دهند و واکنش های مثبتی را در ابعاد فیزیکی و روانی به هنگام مواجهه با مصادیق طبیعت از خود نشان می دهند. حتی تصاویر طبیعت و صداهای محیط طبیعی اثرات مثبت ادراکی بر افراد دارند. (کاپلان و اولریچ)
فعالیت های مورد علاقه مانند گذران اوقات فراغت در فضاهای باز و تفریح وگشت و گذار در طبیعت از مصادیق این امر هستند. اما حضور مداوم و زیاده از حد انسان در فضاهای بسته درون ساختمان ها با طبیعت و خلقت انسان ناسازگاری دارد. حتی برخی از اندیشمندان و گروه هایی از عامه مردم بر آنند که زندگی پدران و گذشتگان، به دلیل سازگاری با طبیعت و تامین سعادت و مطلوبیت –دلخوشی- روانی ، نسبت به زندگی شهری و متمدن عصر حاضر واجد مزیت وبرتری های نسبی بوده است.
انسان وانتخاب سکونتگاه : ادوارد ویلسون نویسنده کتاب تاثیر گذار زیست شناسی اجتماعی بر آن است که انسان ، ذاتا از خصلت زیست گرایی(بیوفیلیا) وطبیعت دوستی برخوردار است که در نهادژنتیک انسان به ودیعه گذاشته شده است.
اگرچه انسان بر اساس یک سری علایق به انتخاب مکانی خاص برای سکونت اقدام می کند اما در شرایط ایده آل این سکونتگاه جایی است که درختان با فاصله از هم قرار گرفته و بین آنها را گیاهان علفی میپوشاند و گاهی کپههایی از بیشههای کوچک و متراکم در ان دیده میشود.(این تجربه فضایی در انسان های اولیه با نام تاریخی ساوان شناخته می شود.)
اگر انسان وارد منطقهای با درختان انبوه شود شروع به قطع درختان میکند و اگر وارد علفزار شود شروع به کاشت درخت میکند. ولی آنقدر درخت میبرد که منظر سکونتگاه ، ترکیبی از درختان وفضاهای باز بینابین- ساوان - به وجود بیاورد ویا آنقدر درخت میکارد که همان منظر شکل بگیرد.
بهترین نمونهی آن پارکها هستند که ما ناخودآگاه ساوان را در آنها بازسازی میکنیم. انسان به اینکه یکدفعه در پستیها و بلندیها به یک منظر تازه برسد و این منظر چشمانداز وسیع داشته وآب در آن دیده شود علاقه دارد. بهترین مکانها برای ساخت معابد، آرامگاهها و قصرهای سلاطین وهر معماری ومنظری که برپایی آن با قدرت انتخاب همراه باشد، مکانی ایدهآل و معمولا در ستیغ کوهها و مناطق بلنداست که بتواند آب و چشمانداز وسیع در منظر داشته باشد.
برخی رفتار های اجتماعی انسان امروز همانند دستهگلهایی که به گورستان برده می شود در واقع یک نوع بازآفرینی یک دشت پرگل است و بسیاری از گورستانها نیز در بالای تپهها و خطالراسها هستند. انتخابی که فراتر از مسائلی چون حفاظت در برابر سیلاب ها بیشتر با مسأله زیباییشناسی مرتبط است .بنابراین انسان علیرغم کشف چشم انداز های زندگی اجتماعی ،توسعه مدنیت شهری ونفی طبیعت، پس از حضور وسکونت مداوم در شهر دچار افسردگی می شود و علاقهاش به طبیعت او را به بیرون از شهر میکشاند. رفتاری که نشان می دهد انسان می تواند یافتههای تکنولوژیک خود را از سویی در جهت حفظ گونههای متنوع حیات طبیعی واز سویی بازآفرینی بخشی از مظاهر طبیعت در درون سکونتگاه های مدنی-شهری به کار گیرد.(سوسیوبیولوژی:تلفیق نوین)
نوشته شده از سایت
محمد باقری. دکتری معماری
پروژه برج مسکونی B3 مهستان
برج مسکونی B3 واقع در بهترین نقطه شهرک قدس، یکی از نادر مجموعه های شهری مبتنی بر شهرسازی مدرن حال حاضر در کشور، که اصول شهرسازی پیشرفته و تفکیک کاربری های مختلف در آن بطور اصولی و فنی رعایت شده اند قرار گرفته است، بعنوان هشتمین ساختمان بلندمرتبه در سایت مهستان شهرک قدس (غرب)، مشرف بر دره مسیل اوین که بزرگراه چمران را بر پهنه خود جای داده است بر رهگذران سواره در این بزرگراه و قسمتی از بزرگراه شهید همت فخر فروشی و چشم نوازی می کند. در طراحی و جانمایی این پروژه سعی شده است تا ضمن ایجاد کمترین اشرافیت بر برجهای مجاور، حداکثر چشم انداز از فضاهای شهری و طبیعت اطراف را تأمین نماید. به لحاظ طرح معماری، سازه و تأسیسات بکار رفته در این پروژه به جرأت می توان گفت که برج B3 رقیب داخلی جدّی را در چنین ابعاد و اندازه ای سراغ ندارد.
ذیلاً به گوشه ای از مشخصات پروژه بصورت تفکیک شده و حاوی جزئیات لازم اشاره می گردد.
معماري برج B3 :
طرح برج B3 بازيربناي كلي 35930 مترمربع با حجمي جا افتاده و پلاني منحصر بفرد ، به شكل بادام وچيدمان هال و پذيرايي و ارتباط هاي عمودي و افقي در مركز پلان ، حداكثر ديد را از نماي اطراف تأمين نموده و در نما با تركيبي از شيشه و ورق ثبات و زيبايي خاصي را فراهم آورده ، و داراي ساختاري مدرن مي باشد . معماري داخلي برج B3 بصورت ساده و مدرن با تنوع ده تيپ پلان در 113 واحد مسكوني در 30 طبقه به متراژ مفيد m2 23173 طرح گرديده است و جانمايي آن با هدف حداقل اشرافيت به ساير برج هاي اطراف صورت پذيرفته است .
قرار گرفتن پله هاي فرار در حجم داخلي ساختمان با دسترسي به فضاي بيروني و كنترل نور مضر غرب با استفاده از رفلكس شيشه هاي مدرن انتخابي در نما ، از ويژگي هاي قابل توجه برج B3 است .
از تكنيك هاي قابل توجهي كه در برج B3 مورد استفاده قرار گرفته است ايزولاسيون صوتي ، حتي در فضاهاي داخلي واحدها ، جهت آسايش و رفاه حداكثري ساكنين و ايزولاسيون حرارتي جهت جلوگيري از پرت حرارتي را مي توان برشمرد .
سازه برج B3 :
فونداسيون : فونداسيون گسترده اين برج به تبع پلان منحصر بفرد آن بشكل بيضي ( چشم انسان ) با اقطار 18.8m * 31.8m بوده و تقريباً 1435m2 مساحت دارد و ارتفاع آن 2.0m است . لازم به ذكر است حجم بتن ريزي آن بالغ بر m3 2870 و آرماتوربندي 263ton مي باشد كه تقريبا 97.6% از اين مقدار ، آرماتوربندي با آرماتورهاي 28 Fi و 32 Fi صورت پذيرفته است . اعداد و ارقام ذكر شده حاكي از ابعاد قابل توجه و احجام سنگين اين فونداسيون است . ( عمق فونداسيون از زير بتن مگرتا رقوم ±0.00 پروژه -14.60m مي باشد).
اسكلت برج :
درخصوص اسكلت برج B3 بايد گفت كه اين سازه از دو بخش تشكيل شده است . بخش اول شامل هسته مركزي بتني و بخش دوم اسكلت فلزي پيرامون آن مي باشد .
الف- هسته مركزي برج B3 : كه يكي از قسمتهاي خاص اين پروژه مي باشد از لحاظ هندسه و تكنيك اجرا ( قالب لغزنده Slipforming ) در نوع خود بي نظير است چرا كه اجراي پوسته استوانه اي بدين شكل وبصورت نامتقارن وكاملاً باز و از سويي ضخامت بسيار كم ( 40cm )، آن را در زمره سازه هاي خاص در سطح جهان قرار داده است . چيزي كه برجستگي اجراي چنين سازه اي را در كشور دوچندان مي نمايد ارتفاع 122 متري اين سازه از روي فونداسيون مي باشد .
ب - سازه فلزي پيراموني : اين سازه نيز بصورت شعاعي احاطه كننده هسته مركزي بوده ، در واقع قاب خمشي ، ساخته شده از Box فولادي ( ستونها ) و تير ورق و مقاطع نورد شده مي باشد . كل فولاد مصرفي در اين بخش 2631ton مي باشد كه در واقع مصرف فولاد آن باتوجه به زيربناي ساختمان kg/m2 77.4 خواهد بود.
تمامي كفها بصورت سيستم كامپوزيت ( دال بتن آرمه + تيركهاي فولادي ) طراحي و اجراء شده اند كه در فضاهاي عمومي طبقات ( ارتباط بين قسمت هسته مركزي ) ضخامت دال 25cm و در ساير مناطق اين ضخامت 10cm مي باشد .
در راستاي سبك سازي طرح و كاهش هرچه بيشتر بار مرده ساختمان ، در اين پروژه از پانلهاي Drywall جهت تقسيم بندي فضاهاي داخلي و بين واحدها مطابق استانداردهاي شركت Knauf آلمان و با تنوع مصرفي ( ضد آب ، ضد حريق ) بهره گيري شده است .
شايان ذكر است كه كليه اعضاي سازه برج B3 در مقابل حريق كاملاً محافظت شده اند بطوريكه اكثر المانهاي سازه اي بوسيله پانلهاي ضد حريق شركت كناف پوشيده شده و تعدادي نيز بوسيله مواد محافظت كننده پاششي ايزوله شده اند .
نمــــا :
بهره گيري از تكنولوژي روز دنيا در طرح ، ساخت و نصب و اجراي نماي برج B3 يكي ديگر از مواردي است كه در اين ساختمان مدرن حائز اهميت مي باشد . استفاده از پانلهاي شيشه اي با فريم ترمال برك Thermal break كه پرت حرارتي را به حداقل مي رساند ، بكارگيري شيشه هاي دو جداره كه نفوذ اشعه UV آفتاب را در حد استاندارد نگه مي دارد و همچنين ابزار و لوازم درزبندي و مواردي از اين قبيل نماي اين ساختمان را همچون ساير بخشها در زمره موارد خاص طبقه بندي مي نمايد . شايان توجه است كه درطراحی پانلهاي شيشه اي نما – Curtain Wall کليه محاسبات مربوطه از جمله بارگذاری ناشی از فشار باد و اثرات ديناميکی آن و همچنين آثار استاتيکی و ديناميکی زلزله بر روی نما توسط شرکت Delta - X انجام رسيده و اين پانلها ( به ابعاد 3.5*1.2m ) تماماً توسط شركت etzel در كشور آلمان ساخته شده و توسط اتصالات ويژه اي ( بدون نياز به سازه مجزا sub frame ) بر روي سازه اصلي نصب خواهد شد . ساير قسمتهاي نماي برج B3 بوسيله پانلهاي كامپوزيت آلومينيومي Alcobond پوشش داده شده است .
تأسيسات برج B3 :
استفاده از فناوري به روز در تأسيسات برج B3 باتوجه به تعريف ساختار مدرن آن امري بديهي مي باشد . جهت بالابردن آسايش و امنيت مطلوب ساكنان برج B3 استفاده از سيستم هاي BMS و EMS براي اولين بار در ساختار مسكوني كشور در اين پروژه مورد طراحي و استفاده قرار گرفته است .
سيستم مديريت هوشمند ساختمان ( BMS ) ظرفيت بهينه بهره برداري از تأسيسات را بصورت مونيتورينگ در اختيار ما قرار مي دهد . در حقيقت امكان تحت كنترل درآوردن تمامي قسمت هاي ساختمان و اطلاع از روند لحظه به لحظه عملكرد سيستم هاي مختلف به كار گرفته شده را فراهم مي سازد و در شرايط اضطراري مي توان با برنامه ريزي قبلي امنيت حداكثري را براي ساكنين فراهم نمود .
استفاده از سيستم اعلام حريق آدرس پذير زيمنس جهت مشخص شدن دتكتور اعلام حريق كننده براي اپراتور ، بهره مندي از آسانسورهاي OTIS با سرعت 2.5 m/s بصورت دو دستگاه مسافري با ظرفيت 13 نفر و يك دستگاه مسافري و باري به ظرفیت 16 نفر ، تأمين سرمايش مجموعه با چيلرهاي جذبي LG با ظرفيت برودت 850 ton و تأمين گرمايش آن از طريق موتورخانه مركزي ( تبديل بخار به آب ) از طريق فن كويل سقفي و كانالي ، استفاده از سيستم شوتينگ زباله مدرن ، آنتن ماهواره ، شبكه دوربين هاي مداربسته ، آيفون تصويري ، شبكه داخلي متصل به اينترنت ، تلفن شهري و داخلي ، برق اضطراري و تأمين روشنايي ايمني با چراغ هاي خود تغذيه از ديگر امكانات و تجهيزات بكار گرفته شده در برج B3 است .